قُلاب
آهنگِ امشبم این باشه؟ شما شعر سعدی رو ببین، صدای آقا شجریان و گوش کن. اصن چیزی دیگه می مونه برای گفتن؟ یاد شبای ساز و آوازمون میوفتم که جنگ رییییی... توش. همیشه چالش می ذاشتیم و چند مُدل شعر و سبک مختلف قرعه کشی می کردیم و می زدیم و می خوندیم. قرار هم بر این بود از تموم دورهمیا فیلم بگیریم. اتفاق های چالشی جذابی میوفتاد. یهو مثلا تتلو در میومد و پشت بندش شهرام ناظری. چالش بزرگ تر هم این بود که با سبک خودت بزنی و بخونی. یه شبش این شعر آقا سعدی افتاد برام. با اینکه خیلیا گفتن تونسته بودم از پسش بر بیام، اما خودم راضی نبودم و میگفتم اون چه کاری بود با این آهنگ کردم. یاد باد شب های جوانی.شب های آزمون و خطا. شب های غلط های ادامه دار.شب های زندگی های نصفه و نیمه ی نارنجی. شب های خنده های کِش دار.نمیدونم دیگه لشگر شیاطین میذارن دوباره زندگی کنیم یا نه.چند باری هم بچه ها ازم خواستن دورهمیا رو راه بندازم اما جوابم همیشه این بود که دل خوش سیری چند؟ خلاصه که بخوابیم. میگه: من نیز چشم از خواب خوش برمی نکردم پیش از این ، روز فراق دوستان ،شب خوش بگفتم خواب را ...آره حاجی. شبت بخیر.
