از آرشیو های جا مانده ای

امروز دوستی کامنتی برای یکی از پست های قدیمی اون وبلاگم گذاشته بود. ( کلیک ) باعث شد برم و‌ کمی از آرشیو اون سالا بخونم.تو کامنت نوشته بود خوشحال تر و با حوصله تر بودم تو اون سالا. راست میگفت.قدیما همه چیز پُر رنگ تر بود و بزرگ تر شدن باعثِ سیاه و سفید شدن خیلی از حالات آدم میشه. خلاصه تصمیم بر آن شد گاهی از پست های قدیمیم و اینجام بزارم که بخونین چون برای اونجاتون خوندنش مفیده . به هر حال اکثرتون *ونِ گشاد، مایه ی نشاط دارین و قطعا پست هایی با قدمت دو هزار و پونصد سال رو نمیشه همش و برین بخونین.ستین هنوز می خونه؟ یادمه چند وقت پیش ها تو یه ویدیویی شکمش بادکنکی شده بود و احتمالا اونم‌ زاییده.بعید میدونم دیگه موهاش اینقدر قشنگ باشه. دلم برای مادر اژده هام تنگ شد. چه روزایی بود روز های گیم اف ترونز دیدن. راستی من همچنان رو نظرم هستما. از سال ۹۹ تا به امروز. اکثر وبلاگ نویسا همون شکلین. یعنی اون نظرم همچنان تغییر نکرده. متاسفم براتون.