خرده فرمایشات سَر شبی یک آدم جا مانده
دو تا گُنده ی فوتبال دیشب حذف شدن.اونم تو پنالتی. فوتبال همیشه همینقدر غیر قابل پیش بینیه.بازی آلمان و دیدم اما دیگه سَر بازی لاله های نارنجی که پَر پَر شدن خوابیدم.هلند دوست داشتنی همیشه بد شانس بوده.مثل همه نارنجیای عالم. همونجور که گفتم ژاپنم کُلی برزیل و دق داد. برزیل با روزای اوجش فاصله داره و تیم کم ستاره ایه.همونطور که ژاپن این روزا تو اوجشه. اما هنوز زوده که منتظر باشیم ژاپن بخواد برزیل و ببره. تو فیفا و فوتبالیستا شاید ولی تو واقعیت برزیل همچنان برزیله.
موهام داره میریزه. رو موهام خیلی حساسم. یه آدم کچل و چاق و غمگین نشم؟ رفتم شامپو ضد ریزشِ مو فولیکا خریدم . شاید خوب شه.چند سال پیشام چند بار همینقدر ریزشش شدید شد بعد خودش خوب شد.تو نت نوشته بود فصلیه. امیدوارم این بارم همین باشه..
احساس می کنم از آدما باید یکم فاصله بگیرم باز. اذیتاشون زیاد شده. قلب نازکم طاقت نداره سَر هر چیزی برنجه. برم گم و گور شم؟
هالند داره بازی می کنه الان. نروژ. همیشه کِش موهاش و با پیرهنش سِت می کنه. یه خبر می خوندم نوشته بود کِش موش رو از جایی میگیره که الان اون مارک یکی از معروف ترین و پولدارترین ها شده. امشبم کِش موش با پیرهنش سته. سفید. منم دوران نوجوونی موهام و می بستم. ریشمم بلند می کردم. چاق تر از الانم بودم. شبیه رضا صادقی میشدم. برای دوست دخترم باید کِش نارنجی بخرم. بندازه دور دستش موهاش و جمع کنه. دخترا وقتی موهاشون و جمع می کنن که از پشت ببندن خیلی شگفت انگیز میشن.
شاید قالبم و عوض کنم. خسته شدم. برم ببینم تو قالبای بلاگیکس چیا هست.کاش یه چی ساده و نارنجی پیدا کنم.
خودت خوبی؟ اونجات چطوره؟ امشب دختر همساده شُله زرد آورد. حواسم نبود پُر از هیچی نپوشیدنم. در و باز کردم. یهو یادم اومد. خودم هول شدم. گفتم سلام. خسته نباشید.سریع گرفتم اومدم تو. دختره خندید. احتمالا امشب تا صبح کُلی به یاد این سکانسِ رومانتیک خوابای سک.. ببینه. خسته نباشید؟ راننده اسنپه مگه حاجی.
میخواستیم تعطیلات پیش روی تهران بریم جایی. اما به خاطر فوتبال کنسل کردم. البته فوتبال بهونه بود. حوصله ندارم. گرمم هست. هیچ جا نمی چسبه. دوباره دارم تبدیل به سالیوان میشم.
کاش یکی زورم کنه این فیلمایی که دیدم و ثبت کنم. احساس میکنم یه چیزی رو دوشم سنگینی می کنه. عصبیم. مراقب باشین. از راست برانین.
