نام تمام مُردگان یحیاست

" عشق و وصال و مرگ همه از یک جنس و طایفه اند."

کتاب خوندنِ حرفه ای رو با کتابای عباس معروفی شروع کردم. شاید برای همین بود حسم بهش فراتر از یه نویسنده بود. و روز مرگش یکی از غم انگیز ترین لحظه های زندگیم بود. همیشه فکر می کردم تمام کتاب هاش رو خوندم. اما چند وقت پیش برای کاری که دنبال ویکی پدیاش بودم فهمیدم دو تا از کتاباش و هنوز نخوندم. یعنی بعد از خوندن سال بلوا و پیکر فرهاد و فریدون سه پسر داشت و تماما مخصوص و دریاروندگان جزیره ی آبی تر دو کتاب به اسمِ نام‌ تمام مردگان یحیاست و ذوب شده رو نخوندم. در نتیجه تصمیم بر این شد کتاب نام تمام مردگان یحیاست رو به عنوان سومین کتابی که این روزا در حال خوندنم با ذوق شروع کنم به خوندنش. اسم کتاب برگرفته از شعری از سپانلو هست که چون شعر طولانیه کاملش رو کانال میذارم. و یک‌ جورایی معروفی کتاب رو هم به قول خودش به "سپان" رفیقِ قدیمیش تقدیم کرده. تازه شروع کردم به خوندن و مثلِ تمام کتاب های معروفی هر جمله ی کتاب خاصیت نوشتن و هایلایت شدن داره. داستانی غم‌انگیز با پس زمینه ی سیا سی اجتماعی مثل اکثر کارهاش. از کتاب و بُریده هاش احتمالا زیاد بنویسم. راستی پی دی افش رو هم در حال خوندنم. کتاب در ایران چاپ نشده و سال ۹۷ و تو بیماری معروفی منتشر شده. البته چاپ های افستش احتمالا تو بازار پیدا شه.

 

خودش هم در مورد این کتاب گفته:

" نام تمام مردگان یحیی است رمانی است که تک‌ صدایی و تک‌ موضوعی نیست. یک رمان چند صدایی است ولی موضوع اصلی آن دیدار یک انسان با یکی از فرشتگان است. علت اینکه این اسم را انتخاب کردم این بود که دو تا از بچه‌های کاراکتر رمان من اسمشان یحیی است. من داستان زکریا را هم در این رمان کار کرده‌ام. وقتی زکریا در سن ۸۵ سالگی است یک ندا از خدا به او می‌رسد که ما به تو بشارت پسری به نام یحیی را می‌دهیم. او می‌گوید که خدایا من پیرم. همسر من سالخورده است و ما بچه‌دار نمی‌شویم. اما خدا می‌گوید اگر ما بخواهیم این کار را می‌کنیم. شخصیت رمان من هم همین طور است. در سن پیری بچه‌دار شده‌است. یک نوجوان در خانه دارد و قبل از آن هم هفت فرزندش را از دست داده‌است. او دائماً دغدغه جان این بچه را دارد. "