با صد هزار مردم‌ تنهایی..

یه تفریحی بود با بچه ها داشتیم تو‌ سال های متمادی. به این شکل که فیلم‌های رتبه یکِ لیستمون و می ذاشتیم و صداش و قطع می کردیم و دیالوگ‌های یک تا چند سکانسش و خودمون به جاش می گفتیم. و بعد با صدا گوش می دادیم‌ ببینیم چند درصدش و‌ درست گفتیم. شب های روشن فیلم اولِ لیست فیلمام بوده همیشه. برای لحظه های بی قراریم ، ساعتای کشنده ی خُماریم. تو‌ سال های درد و زجر و آزار آدم های بی ثمر و دقایقِ طولانی پتو رو بغل گرفتن. هزار بار دیدمش و اینقدر خودم و جای شخصیت اصلیش گذاشتم که حس می کنم واقعا خودم‌‌ اون‌ رو بازی کردم. توی اون تفریح و مسابقه من هر سکانسی از فیلم پخش میشد تمام دیالوگ هاش و بدون یه واو جا انداختن بلند بلند میگفتم. هنوزم . و شاید تا همیشه. گفته بودم چند وقت پیش ها کتابشم خوندم؟ و چقدر کتابش رو دوست نداشتم ‌و معتقدم این فیلم تنها اثری هست که هزار برابر از فیلمش بهتره. آبم با داستایفسکی تو‌ یه جوب فکر نمی کنم بره. هرچی ازش می خونم‌ هیچ‌ کجای قلبم‌ تا حالا ننشسته. همین. این دیالوگم منم. مثل کُل فیلم که منم. کلیپارو اینجوری اطفاری بذارم بهتره تا توی لینک‌ نه؟ نمی دانم. همین. شب بخیر جوان‌ِ تنهای آریایی.