خیال کن

بارون میاد .( کلیک ) تو ایستگاه اتوبوس نشستم. چشامو بستم. خیال می کنم . یه هفته به عیده. سبزه ها بلند شدن. ماهی گلیا تو تنگ می رقصن. بابا هست . بعد یک سال قراره همو ببوسیم و بهمون عیدی بده. حاج خانم با قران از در تو میاد . بوی باهار میاد. بوی آجیل. بوی لباس نو ‌. بوی تنها دغدغه ی زندگی که رفتن خونه ی فامیل و بازی با بچه هاشونه. همه چیز نارنجی و قشنگه .صدای پدافند خیالم و پاره می کنه.چشام و وا می کنم. هنوز بارون میاد. سعی می کنم فکر کنم صدای ترقه های پیش از موعد چهارشنبه سوری بوده. میخوام خیال کنم. خیال خالی که کاری به کسی نداره. بعد بارون همه چیز قشنگ میشه. همیشه بعد بارونا همه چیز قشنگ میشه.