بعد من میدونی کی دوستت داره
از دیشب که پُست قبلی رو گذاشتم دقیقا تا فردا صبحش یعنی امروز به کنترل پنل دسترسی نداشتم .هی میگفت جیمیل بزن. نمره تلفنت و بده. حالا قسم و آیه جیمیل وصل نمیشه حاجی.اما گفتن وصله تلاش کن. هیچی دیگه با بدبختی و خون دماغ شدن بالاخره وارد شدم. میگم یه وقت ازینجا رفتم و تو غبارا گم شدم بدون مسببش کیه. این نگار زیبارو خیلی بونه هاش زیاد شده. هر روزم یه چیز میخواد. مام که خر و عاشق ،هی میگیم بله ،چشم، شما قشنگی،شما ماهی، چه چشایی، چه موهایی، ولی یهو میزنه به سرمون میریم اونجا که دلت واسمون تنگ شه ها. ما مُدلمون این شکلیه. شب قبلش مثل شب قبل حمله ی نایت کینگ ،حالا نه مثل آریا، ولی کلی قربون صدقه ی چشای شهلات میریم بعد صبح که بلند شی میبینی نیستم. فقط یه کاغذ رو بالش میذارم و مینویسم: ما گذشتیم و گذشت آنچه تو با ما کردی، تو بمان با دگران، واااای به حال دگران. حالا هی اذیت کن.
