شکار
تا چشم کار می کند همه چیز غم انگیز است. امروز خیلی کارا کردم برای زدودن غم از خودم. نشد. وارد برهه ی حساس کنونی شدم.دلم میخواد یه کاری کنم. بلایی سر کسی بیارم. بلایی سر چیزی بیارم. هیچکس نیست گردنش از مو باریک تر باشه. همه گردنشون و تبر نمی زنه.هیچ دیوار کوتاهی پیدا نیست. همه دیوارشون درازه. چیو چیکار کنم؟ الان وبلاگم هی بالا پایین میپره میگه من من. نمیدونم حرصم و سرش در بیارم یا نه. فعلا که در حال چشمک زدنه. چقدر کلافم.چقدر خستم. چقدر همه بیهودن. چقدر دلم میخواد بنویسم و کسی نخونه. خیلی خصوصی. نهایت یک نفر.اونم خودم. خوبه دور وایسادم. از دور همه چیز زشت تر به نظر میاد. شاید بخوابم خوب بشه. شایدم نشه. شاید فردا بیام به همه فحش بدم. میزان تنفرم هر روز بیشتر میشه . سیاهی بزرگ تر. زندگی پوچ تر. غر زدم. غر نزنیم چیکار کنیم؟ اتصال مستقیم مغز به انگشت ها رو دوست دارم.کلافم . گفتم؟ دوست دارم دوبار بگم . میدونی بدیش چیه؟ کسی بگه آخی. درست میشه. همون الف آخی و افقی می کنم لوله می کنم میدم دستش. بالشت و بغل گرفتم. فوتبالم تموم شد. تیم رقت انگیز بلژیکم باخت. کلا آدمای بزدل و رقت انگیز باید ببازن. از آدمای قوی خوشم میاد. نترس. خوابم نمیاد. اما حوصله ی بیداری هم ندارم. وبلاگ هی داره بالا پایین می پره. استغفرالله. شهاب ایز کامینگ. دلهره. نفس عمیق. چشارو محکم ببندیم خوابمون نمیبره. امتحان کردیم. یواش میخوابیم. شاید برد.و دیگه نیاورد. ولی میاره.خر ما از بچه سالی دُم نداشت.چقدر از همه بدم میاد. از همه چیز. ذهنم داره کم کم خالی میشه. خالی شه خودش خود به خود میره رو استند بای. یهو نگام میکنی میبینی دارم نگات می کنم اما انگار درختی. هی میگی شهاب .الو. هوی. کجایی. من اما نیستم. یه جام که شباش قشنگه. هیچ چیز رقت انگیزی هم توش نیست. الان برام همه درختن. یه سری هم کاکتوس. از اون سرسختا نه ها. اکثرن ازین زوار در رفته هان. نه اب میخوان نه هیچ کوفتی. فردا اول هفته س. هوای فردام بستگی داره کی تو دل کیه.باس ببینیم چی میشه. شب بخیر.
