برقِ تو
خیلی خب. برق رفتنای مام شروع شد. قشنگ گذاشتن وسط خرما پزون مُرداد که قشنگ اون جیلیز ویلیز گرما رو حس کنیم. عالیه. و محشر. بریم برای آویزون شدن تو برق من و کوفتِ من که ببینیم برنامه ی هفتگیمون چیه. پرورشی پرورشی ورزش ورزش؟ یا ریاضی هندسه فیزیک شیمی؟ ابرررر قدرت خاورمیانه. آره ارواحِ خیکت. از دَر عقب ! گرممه و وقتی گرممه وحشی میشم.
چقدرم از شنیدن فوتِ اکبر عبدی غمگین شدم. بازیگر تراز و درجه یکی بود. رو دستش تو کمدی نبود. چند وقتی بود قبلِ جنگ داشتم کالکشنِ فیلمای کارگردانای مطرح رو می دیدم. اکبر عبدی تو فیلم تمام کارگردانای درجه یک بازی کرده بود. ای ایرانِ تقوایی .. مادر علی حاتمی ... اجاره نشینای مهرجویی و ... روحش شاد. اوج کارشم تا همون اخراجی ها بود. بعدش افتاد به ابتذال و دشتِ پول و اشباع شدن. دیگه رو دستش نمیاد . کاش منم بمیرم تو این گرما.رو دستم نیاد.
