دور باطل
جا مانده | 19:55 1405/5/7

یکی از کاسه های خاله رو برداشتم.دو تا ماهی بهم زُل زده بودن.بعد نگاهشون و ازم بر داشتن و شروع کردن به شنا کردن. سَر راهشون خوردن به یه ماهی پیرتر که داشت از اون وَر میومد و براشون سَر تکون داد و گفت " عصر به خیر بچهها آب چه طوره؟ " بعد دو ماهی جَوون یکمی دیگه شنا کردن تا آخرش یکیشون به اون یکی نگاه کرد و گفت " آب دیگه چه کوفتیه؟ "
