نگاهم کن

 

مثه محبوبی که قهره و باسنش رو طرف یار کرده و اما زیر چشمی می خواد همچنان همه چیز رو زیر نظر داشته باشه، مثه محبوبی که ناز های فراوونی داره و در حال ثانیه شماری برای خریدن چند تایی از اون ناز ها از یارش باشه. مثه محبوبی که دلش می خواد جناب یار از پُشت جوری بغلش کنه که هیچ عاشقی معشوقش رو در تاریخ اونجوری بغل نکرده. مثه محبوبی که فقط دوست داره عاشقانه و از اون زاویه که تنهای زاویه در دسترسه به یارش نکاه کنه ، یا .. مثه هیچکدوم.. مثه گربه ای که دوست داشت امروز پُشت به من بشینه و در جواب: سلام پیشو ی من نگاه از بالا به پایین کنه و زیر لب بگه: مَرد گُنده خجالت بکش و بره ‌‌..