مشاور
دقیقا شبِ هشت اسفند بود که اومده بود از من مشورت بگیره.اصولا خودم رو آدمی برای مشورت دادن نمی دونم اما دلیل اینکه خیلی ها برای اینکار پیشم میان و حدس میزنم. صراحت. طرف می دونه اگه ازم بخواد بدون تعارف نظرم و نسبت به سوال یا درخواستش میدم و فکر کنم این بدون تعارف بودن یکی از چیز های گمشده ی این روزاست.حاجی خیلی فکر دو دوتا چارتایین که چی بگین و چطور بگین تا به اره عوره شمسی کوره بر نخوره. حرف بزن. مستقیم. واضح و روشن. فقط نکته ش برام اینجاست. اگر طرف مورد نظرت این و ازت بخواد. بهم گفت برای ادامه ی تحصیل میخواد بره آلمان.همه ی مدارکش هم آماده ست. بهش گفتم دقیقا الان چرا پس اینجا نشستی؟ گفت چکار کنم؟ گفتم آدمی تو وضعیت تو همین امشب باید بره نه فردا. توی پرانتز عرض کنم من عاشق ایرانم. اونایی که می شناسنم می دونن حسم تسبت به ایران و تهران و. اما عشق های من اصولا باعث کور شدن چشم و قیرگونی شدن معزم نمیشه. گفت آخه. گفتم آخه و کوفت . همین امشب با خانواده خدافظی کن و سوار طیاره شو و برو. گفت میخوام عید و پیش خانواده باشم. آخرین عیدی که هستم. گفتم نکته ی احساسی و قشنگی و گفتی اما من جات بودم میرفتم و عید با تماس تصویری کنار سفره ی هفت سین پیششون بودم. با موهاش که بافته بود و شبیه جودی ابوت شده بود بازی می کرد و گفت آخه. گفتم جدی و قطعی نظری که می خواستی و بهت دادم. تو وضعیتی که ناوگانی از غم و غصه و سیاهی اومدن نزدیکِ خلیج فارس هر لحظه ممکنه جنگ بشه. پس بهتره زودتر بری.گفت نه. جنگ بشه که عمرا نمیرم. دلم میخواد پیش خانوادم باشم. گفتم نکته ی ظریف و احساسی و قشنگی بود اما خانوادت دوست دارن تو خوشبخت و موفق باشی در ضمن بمونی میخوای چیکار کنی؟ برو و الان هم روزگار ویدیو کال و این چیزاست. صبح تا شب با هم حرف بزنین.گفت آخه.گفتم کفایت مذاکرات. شهری که میخواست بره و توی ویکی پدیا دیدم.جای خوشگلی بود. نوشته بود شهر خوش آب و هوایی هست که بارون هم زیاد داره. به پایتخت هم بسیار نزدیک.گوشی و سمتش گرفتم و گفتم یکی از دلایلی که باید بری. از هم خداحافظی کردیم و نه و نیم صبح فردا بومب ! جنگ شروع شد.یکی از پنش چیزی که بهش فکر کردم اون بود.دیگه خبری ازش نداشتم.چون مطمن بودم احتمالا پُر از حسرته و من آدم دیدی گفتم نیستم. امروز زنگ زد. گفت می خواد همراه با خانوادش زمینی به ترکیه برن و از اونجا خودش به آلمان.بلیطش رو هم خریده. براش خوشحال شدم و گفتم آلمان شکلات های خوشمزه ای داره. جای حق المشاوره منتظر یه بسته شکلات هستم.
