خُرده فرمایشات تَه شبی یک آدم جا مانده
قدیما که نامه و نامه نوشتن و کلن قلم و کاغذ خیلی رواج داشت آدما دست خط هم و می شناختن. یعنی بدون اینکه اسم و نشون طرف و ببینن می تونستن حدس بزنن برای کیه. نوع تحریر، آی کشیده ، نونِ تُپل ، ه با دو چشم خیلی بزرگ ، ی با یه انتهای طولانی. اما اینکه اون روز من فقط با چهار خط جمله ی تایپ شده تونستم یک نفر رو حدس بزنم آفرین داشت. نوع جمله بندی های منحصر به فرد مطمنم کرد.نوع نگارش و توضیحات طولانی. بدون اینکه بخوام چیز بیشتری رو چک کنم نود درصد مطمن بودم. و با چک کردن لبخند کجکی پیروزمندانه ای انجام دادم. فقط یه لبخند. نه بیشتر. که از آشنا بودن من به روزگار اون جمله بندی های زیبا در یک مقطع زمانی حکایت داشت.
امشب تو گشت و گذار یه وب دیدم آهنگای خوشگلی گذاشته بود تو پستاش. نود درصد سلیقه ی موسیقایی من بود.قبل خواب کیف کردم. خیر ببینی. باید نود درصد پستات و لایک میکردم، نکردم.گفتم یهو میای میبینی وحشت می کنی. ازینجا یه قلب نارنجی گُنده به پستات.
کاش بودی با هم مذاکره می کردیم تو این شبای حساس کنونی. این و بفرستین واسه دوس پسراتون. جمله ی عاشقانه س.پسرا دوست دارن.
خودم رو تحسین می کنم که همیشه توی هر کاری صد خودم رو گذاشتم و حداقل شرمنده ی خودم تو هیچ راهی نبودم. یه چیز دیگه ی خودمم تحسین کردم. اونم اینکه همیشه به یه سری چیزا پایبند بودم. یه نخ ریز از ارزش ها برام باقی مونده که بهش هنوز آویزونم..همیشه تو هر مسیری نشدن هام زیاد بوده که باهاش کنار اومدم. اما مهم اینه کنار اومدم دیگه. اینجوری نمیشه. یادم بنداز بعدن یه منبر آتشین ازونا که تو بلاگفا زیاد می رفتم اینجام برم.
اینکه شنیدم اینجا چند تا از وبای رفقا رو گرفته بسته خیلی خورده تو پَرم.به قول یکی از رفقا کَلم گچی شده. فعلا چیزی نمی گم تا به وقتش. دیر نیست. دور نیست.
بخوابیم بیدار شیم ببینیم اونا که قدشون از ما بلند تره و خون شون از ما رنگین تره و میگن عقلشون از ما بیشتره ( ارواح شکمشون ) چی برای ما تصمیم میگیرن. به هر حال زندگی و عمر و جوونی و بهشت و دوزخمون دست اوناس دیگه.ما کی باشیم چیزی بگیم. اونا تصمیم میکیرن مام میگیم چشم. خیره ایشالا. بد به دلت راه نده.
امشب و هم با جان لاک ببندیم. شخصیت مورد علاقه ی من تو تموم سریالایی که دیدم.عاشق این بشر بودم. و البته خود سریال. دیالوگش حرف منه همیشه.
شب بخیر جوون امیدوار ایرانی.
( کلیک )
