کدوم وَره؟
میگه : "آتیشه رفتنت هنوز نور خونه ی منه، یه قاصدک رو پشت بوم یه جغد رو شونه ی منه ..."
الان سوال اومد تو ذهنت که آقا شهاب چرا نمی نویسی؟ تا به کی آهنگ جا مانده ای گذاشتن، چرا ساکتی ؟ غریبگی می کنی باهامون. حرف بزن بگو چه خبرا امرور از پَنش تا چند تا خوبی؟ جوابش اینکه گاهی هوای حوصله م بسیار ابریه، تا چشم کار می کنه همه جا پُر از مِه هست و همه چیز مُبهم.دیدنی ها کم و امید از صد فرسخی اینجام سَر و کله ش پیدا نیست. مام یه گوشه کُنج دیوار نشستیم و زانوهامون و بغل کردیم و گاهی گردن دراز می کنیم بلکه یه چیزی از دور دست ببینیم، صدای جیرجیرکی، بال پرنده ای، آوای خوشی، مِهر ناتمومی. فعلا که پیدا نشده. قهر با کُل روزگار، با قیافه ی شیش در چهار غمگین همینجوری نشستیم دیگه.نشینیم چیکار کنیم؟ همش که نباید نوشت و حرف زد. یکمم باید نگاه کرد شاید نشون باهار و از یکی بشه پرسید، اونی که روزنامه خونه، با بزرگون میشینه خیلی چیزا میدونه، شاید بدونه خونه ی باهار از کدوم وَره.
