اردیبهشت - باغ فردوس

این ماه طبق فرموده ی تقویم قِر و فِری اینجانب زده شده به نام باغ فردوس. به یاد تمام شب هایی که تا صبح اینجا با بچه ها زدیم و خوندیم و تو کافه هاش چای زدیم و تو موزه ش چرخیدیم و عکسای فیلمفارسی هارو دیدیم و خدابیامرزی گفتیم برای ناصر و فردین و فروزان و اکثر اهل قبور. به یاد اون پوستر های فیلمای درجه یکی که باهاشون زندگی کردم.به یاد مرتضی که دوست داشت کارگردانی بشه که اسمش و تریلی نکشه و قبل اینکه به آرزوش برسه سر یه تصادف رفت تا تو یه دنیای دیگه بشه مرتضی نولان، به یاد نگار که هم آواز شب های باهاریمون که قرار بود تو سی سالگی خواننده ی معروفی بشه و کلیپ هاش و پی ام سی پخش کنه و الان تو یه گوشه از ایتالیا با شوهر خارجیش داره رستوران می گردونه و تو ویدیو کال ها هنوزم مهتابِ ویگن رو با لهجه ی ایتالیایی برامون میخونه.به یاد سامی، به یاد علی، به یاد منصور و مانی و نوید و سارا و خیلی های دیگه که به آرزوهاشون رسیدن یا تو مسیر رسیدن به آرزوهاشونن . و به امید اینکه باغ فردوسِ تهران عزیز من، مصون بمونه از هجوم هر بلا و آفت و زامبی ای. پُر از رنگ و نور و موسیقی باشه مثل همیشه. به کوری هر کَس که نخواهد ببیند.روز اول فروردین که پُست فروردین - پُل طبیعت رو گذاشتم آرزو کردم اول اردیبهشت که عکس ماه جدید و میذارم همه چیز تغییر کرده باشه. دنیا کمی بهتر شده باشه و حالمون کمی بهتر از فروردین. اما دنیا بهتر نشده نه؟ حالمونم همون حالِ قبله. با بالا و پاییناش.کمی بدتر، کمی بهتر. پس آرزو می کنم خرداد عزیز که پست اول ماهش و با یه مکان زیبای دیگه از تقویمم گذاشتم به یُمن تولد من تو نیمه هاش خیلی چیزا تغییر کرده باشه و بهتر شده باشه. امید داشته باشیم دیگه، نداشته باشیم چیکار کنیم؟
