زندانی آسمان - کارلوس روئیث ثافون

 

سومین کتاب از چهار گانه ی گورستان کتاب های گمشده رو هم خوندم. بعد از سایه ی باد. بازی فرشته.حالا زندانی آسمان.و به جرات می تونم بگم بهترین و هیجان انگیزترینش تا به اینجا. البته که دو کتاب قبلی رو هم بسیار دوست داشتم. اما به دلیل علاقه ی زیادم به شخصیت "فرمین" این کتاب و یه جور دیکه دوست داشتم. اینکه فرمینش تو این قسمت زیاد بود باعث شده بود لحظه های جذابی رو باهاش سپری کنم. داستان هم شگفت انگیز و جذاب مثل قبل تو این قسمتم ادامه داشت و با قلمِ جذاب آقای ثافون رفتم به اسپانیای مه گرفته و کمی تا قسمتی ترسناک و مرموز. اون قسمت خاطره تعریف کردن های فرمین از زندان واقعا سیاه و غم انگیز بود. آخر کتاب هم مثل سریال های درجه یک هیجان انگیز بسته شد و وادارم کرد چهارمین کتاب این مجموعه رو هم بخرم. که خودش دو تا جلده به این کُلفتی. خوشحالم با دنیای آقای ثافون آشنا شدم. روحش در آرامش باشه. تو دو صفحه ی پایانی این کتاب هم چند جمله ای یادداشت نوشته بود.انسان درجه یک و دغدغه مندی بوده. تو حرفاش گفته بود که دوست داره تا جایی که زنده س تمام داستان هایی که تو ذهنش هست و بنویسه و حالا حالاها کتاب بنویسه. خیلی تلخ بود که عمرش به نوشتن کتاب های بیشتر قَد نداد.هر بار که کتاب های این مجموعه رو میخونم از ترجمه ی آقای صنعوی هم تشکر می کنم. این بار هم. لذت خوندن نوشته های نویسنده رو چندین برابر کرده. و در آخر اینکه به زودی می ریم برای قسمت آخر این مجموعه. اگر آقای پستچی کتاب های عزیزم رو از نمایشگاه زودتر بیاره‌!