فروردین - پل طبیعت

هوای تهران امروز به معنای واقعی کلمه بهاری بود. گوشه ی پیاده رو رو گرفتم و تا جایی که میشد راه رفتم. خیابون های خلوت تهران تو عید رو همیشه دوست داشتم. حالا که به بهانه ها غیر از عید ، جنگ هم بهش اضافه شده شهر و خلوت تر از همیشه کرده. به قول حاج خانم ما همچنان سنگر رو حفظ کردیم. که هیچ جا خونه آدم نمیشه. روتین پیاده روی های سهمگین رو از اول فروردین تا آخر اسفند ۰۵ تو برنامه م محکم و پُر رنگ نوشتم که پُشت گوش نندازم. که توجه به خودم و تنم از اوجب واجباته. این تقویم امسالمم خیلی دوست دارم. از انقلاب خریدم. قبل از جنگ. اوایل اسفند. انگار سازنده هاش مثل من عاشق این شهرن. گرافیکاشون و طراحی هاشونم خیلی خلاقانه و بامزه بود . ریحانه و محمد علی اسمشونه. احتمالا یا پارتنرن یا خواهر برادر. هر ماهش مربوط به مکان تو تهرانه فکر کنم. واسه اینکه اسپویل نشه باقی ماه هارو دقیق ندیدم. فروردین و زدن به نام پل طبیعت. آخرین باری که رفتم فکر کنم شهریور بود. اون روزم هوا خیلی درجه یک بود. شاید یه روزی از همین روزا دوباره بندازم و از پل طبیعت برم تو پارک طالقانی بچرخم و بگردم و نفس بکشم. امیدوارم این پل خوشگل شهر از هر گزندی دور بمونه این روزا. خیلی راه رفتم حاجی. بچه هام نیستن . مهدی و مهناز که رفتن مسافرت و رضام که مغازه رو بسته و رفته پیش مادرش تا سه شنبه.و باقی هم دَدَر دودور. فعلا همه ی شهر دست من و عده اندکی از اهالیست. بخوابیم که فعلا شهر در امن و امانه. شب بخیر.
