دیر کردم؟

" + دیر کردم؟

- نه سلام ، سر وقت آمدی .

وقتی زنی این سوال را می کند ، لطیف و عالی است‌. چون اشتیاق او را نشان می دهد ‌. "

شراب خام - اسماعیل فصیح 

 

داشتم کتاب می خوندم و این و تو بهخوان هم گذاشتم و گفتم اینجام بزارم و یکم در موردش بنویسم. شراب خام اسماعیل فصیح رو بسیار دوست دارم. اون نثر ساده و صمیمی و روونش ، اون تهران قدیمی که تصویرش و بهم نشون میده برام جزو جذاب ترین لحظه هاس. با داستان کمی تا قسمتی تلخ و درام و مقداری معمایی اما برام مثل باقلواس.همونقدر شیرین و خوشمزه . در مورد این دیالوگی که از کتاب نوشتم هم یادم اومد یک بار مهتاب وقتی سوار ماشین سعید شد همین رو گفت. و جواب سعید دقیقا همین بود. من صندلی عقب دراز کشیده بودم و پاهام و به شیشه ی ماشین چسبونده بودم. سعید عاشق سینه چاک مهتاب بود و مهتاب مثل تموم رابطه ها کمتر از آدم مقابلش دوستش داشت. اون روز بعد از این دیالوگ من بلند گفتم به به و مهتاب پرسیده بود احوال استاد. و من گفته بودم که متاسفم خلوت عاشقانه ی پشت ماشینیشون رو با این وضعیت شنیع خراب کرده بودم. مهتاب از اون دختر های پر شر و شور هیجانی بود که دنبال رسیدن به ماه و دست کشیدن بهش بود. اون روز صندلی عقب ماشینشون خوابیده بودم و از خورشیدی که از سقف آویزون شده بود لذت می بردم و تا مقصد براشون داستان نیمه تمامی از کتابی که هیچ وقت منتشر نکردم رو خوندم. چند سال بعد همون موقع ها صندلی جلوی همون ماشین کنار سعید نشستم و مهتاب تو ایتالیا بود. سعید هیچ وقت نگفت چی شده و من نخواستم بدونم چی شده. بعضی وقت ها نمیشه دیگه. فقط چند ماه پیش مهتاب رو تو تلگرام دیدم که با لباس عروسی کنار پسرک مو بوری وایساده بود و می خندید و من به این فکر می کردم‌ دیر کردم به ایتالیایی چی میشه.