مراقبمون باش
جا مانده | 22:05 1405/1/18

صحنه های عجیبی رو امروز صبح وسط تهران دیدم. موشک هایی که دقیقا از بالاسرمون رد میشدن و من فریز شده بودم. تازه فهمیدم ری اکشنم این لحظه ها یخ زدنه . هیچ کاری نکردن. فقط نگاه کردن تا تمام شدن.حالام نشستم نگاه می کنم تا تمام شود. مهلت رو به اتمام است و نمی دونم چی تو کَله ی این مَردکه. مراقب خودتون باشین. امیدوارم فردا با سپیده ی صبح همه با هم و کنار هم بیدار شیم و ایرانِ عزیزمون باقی بمونه. می خواستم تا سه چهار صبح بیدار بمونم. ولی گفتم کار احمقانه ایه. هرچیزی بخواد میشه. پس می خوابیم.زودتر از همیشه. امیدوارم این سحر چیزی نزاید دیگه، لطفا. حتی حوصله ی نوشتن همین چند خط رو هم نداشتم. ولی خداوند مراقب ماست.خودم ازش پرسیدم.شب بخیر.
+ عکسِ پُشت همون تقویمی هست که قبلا عکسش و گذاشته بودم. ( کلیک )
