پنج دقیقه

بعد از چهل و یک روز به کمک یکی از رفقا یه کانفیگ درست و درمون پیدا کردیم و بله برای چند دقیقه تونستم وصل شم. چه لحظات زیبا و وصف ناپذیری بود وقتی اون بالا جای Connecting نوشت آپدیتینگ. کانالا یکی یکی نوتیفیکیشن های نارنجی کنارشون روشن میشد و بالا می اومدن. وقت زیادی نداشتم تا ازون لحظات زیبا لذت ببرم. فقط تونستم خیلی سریع کار مهمی که چهل روز رو زمین مونده بود انجام بدم و چند دقیقه بعد بومب. دوباره برای همیشه قطع شد. دوباره سکوت . چار تا فحش بسیار رکیک دادم و گوشی رو انداختم یه گوشه. خیلی بیشتر از دو سوم آدم های داخل تلگرام یک ماه و بیشتر آنلاین نشده بودن. البته بعضی از کانال هام که فکر می کردم نباشن هم بودن. و از بودنشون حس بدی گرفتم. حس آدم هایی که حق من و خوردن. البته حس لحظه ای بود و الان برام اهمیت نداره . آه ای مَرد شرقی غمگین ..تو چه روزگار حساس کنونی گیر افتادی و دنبال راه نجاتی ..دنبال یه دریچه رو به جهان ..
