یک‌ خداحافظیِ باشکوه

یکی از وبلاگ‌ ها رو می خوندم که پستی در مورد بیان نوشته بود.اینکه مدتی نبوده و وقتی برگشته با بالا نیومدن بیان مواجه شده و خب چون بک آپی نگرفته بوده، همه ی پست هاش احتمالا دود شده.داشتم فکر می کردم‌ کاش آدما مثل من به مرحله ی خداحافظی با شکوه همیشه فکر می کردن. یعنی به طور مثال اگه من مدیر اون سایت بودم قبل اینکه بسته شه. یه پست بلند بالای کاملا احساسی می نوشتم و از خاطرات و حتی کاربرای معروفش و لحظات جذاب و کلا هر چیز که باعث شه خداحافظیش با شکوه تر شه می گفتم و بعد هم زمان یه ساعت شمار برای خاموشی رو سایت می ذاشتم. و بعد که به لحظه ی خاموشی رسیدیم بومب. یه صفحه سیاه بالا میومد و یه شعر احساسی و گریه دار و فلسفی می نوشتم و با یه جمله با فونت خیلی بزرگ و نارنجی می نوشتم: ما رفتیم. به نظرم خیلی با شکوه تر بود تا اینکه خیلی لوس و بی مزه مثلِ با سن خیار یهو سایت بالا نیاد و‌ همینجوری الکی تموم‌ شی.

به نظرم این خداحافظی با شکوه رو میشه تو دوستی ها و رابطه هامون هم منتقل کنیم. یعنی جای اینکه چنل های دو نفریمون رو‌ یهو پاک‌ کنیم . پیام های هم و‌ یه نفره پاک کنیم. عکسای دو نفره رو با قیچی ببُریم و.. نامه های نوشته شده رو پاره کنیم، بهتره دو نفره جایی بشینیم و با چند تا جمله ی کوتاه و احساسی تمومش کنیم. خیلی با شکوه. یا مثلا مثل فیلمی که دیشب دیدم و بعدا معرفیش می کنم مثل اون دو تا شخصیت جای اینکه خیلی تلخ و بی کیفیت دیدارمون تموم شه تظاهر کنیم که باز هم و می بینیم و جای خداحافظی، بگیم باز هم و می‌ بینیم. که هم زهرش گرفته میشه و خب خدا رو‌چه دیدی شاید اون خداحافظی با شکوه تبدیل به دیداری دوباره شه در موارد استثنا..

خودم هم مثلا به خداحافظی با شکوهم فکر کردم. اون خداحافظی اصلیه که با متاهل شدنم هست و قبلا در موردش نوشتم ( کلیک ) و فاکتور می گیریم اما مثلا در مورد خداحافظی ازینجا با وصل شدن نت هم فکر کردم. میخوام یه پست احساسی و بلند بنویسم و گریه همه رو حتی تو رو که الان میگی من؟ عمرا ! رو در بیارم و یه خداحفظی با شکوه انجام بدم.مثلا اول اون پست خداحافظی می تونه اینجوری بشه که روزگار خوشی کنار شما داشتم و خوشحالم هممون با دغدغه های مشترک از یه جنگ‌ ترسناک کنار هم جمع شدیم و کلی رفقای درجه یک پیدا کردم و اما خب الان همون روزیه که می گفتم فردایی هست که باهار آید و امیدوارم‌ هرجا هستین همچنان بنویسین و خوشبخت و آزاد و رها باشین و من رو تو این مقطعی که هممون به اجبار تو این گوشه ی جهان جمع شده بودیم فراموش نکنین. از اینجا به بعدش دیگه کاملا احساسی میشد و‌ هرچی بیشتر می نوشتم‌ اوج احساس بود و حالا اگه گریه نمی کردی هم قطعا یکم بغض و می کردی دیگه.

تهشم شاید آهنگ خداحافظ همین حالای مَمَد علیزاده رو‌ بزارم. که وقتی پلی می کنی فضا بیشتر برای یک خداحافظی با شکوه مهیا بشه.