یعنی سر هیچ چیزی نشه پناهندگی گرفت سر این دهنی که از من داره سرویس میشه قطعا میدن. با گُل و شیرینی هم میان میدن. از صبح یه تیکه شعر افتاده بود تو دهنم. که میگفت:بزار همه ببینن آسمونم بی فروغه..بزار مردم بدونن که ستارشون دروغه.. و می دونستم فرزاد فرزین خونده. همین.در نبود گوگل لعنت الله علیه. از سوپر جستجو گره وطنی ذربین استفاده کردم که این آهنگ و پیدا کنم. مگه شد؟ هیچی نمی آورد. فقط فول آلبوم فرزاد فرزین و آورد. و بله.من نشستم تمام آهنگاش و یکی یکی گوش دادم تیکه تیکه تا آخرین آهنگی که وجود داشت این و پیدا کنم. چرا اینقدر این بشر آهنگ خونده؟ نود درصدشم چرت . چرتا. با عکس های شیش در چهارش در ژست های مختلف . خیلی سخت بود حاجی. واقعا دیگه نمی تونم. مُرده شور این زندگی و بی نتی و آهنگای فرزاد فرزین و ببرن.
ولی این آهنگش قشنگه. نمیدونم از کجا اومده بود تو مغزم. بعد که پیداش کردم فهمیدم اسمش سوپراستاره. فکر کنم مال همون فیلمه سوپراستاره که تهمینه میلانی ساخته بود و شهاب حسینی بازی کرده بود. تو سینما بهمن میدون انقلاب دیدمش. تو اون سن تاثیر عجیبی روم داشت.مخصوصا آخرش که معلوم میشه داستان اون دختره چی بود...
میگم مگه قرار نبود عیدِ جنگی، عید دیدنی نداشته باشه؟ من که مهمون دوستم. کنارمم میشینی جز خنده و حال خوش چیزی نصیبت نمیشه. رفتارم جوریه که تو گویی لحظه شماری می کردم برای این معاشرت باهات.اما..من واقعا تو این اوضاع مخم نمیکشه برای مهمونی بازی. مخصوصا بی خبر. مرسی که قبل اینکه بیاین پیشمون خبر میدین . نیاینم ناراحت نمیشیم به این قبله. خطرناکه اصن. حالا باز خودتون میدونین.میاینم بیخیال تحلیلای جنگی بشین جون شهاب. اینکه تا ۴۸ ساعت دیگه آب برداریم یا چراغ نفتی و نفت بریزیم توش حتما و پاور بانکامون چند درصد شارژه واقعا اهمیتی نداره. به نظرم بادوم هندیارو از آجیل جدا کن و در مورد اسکناس های جدید پونصد هزار تومنی که قراره چند تاش و به عنوان عیدی بدی حرف بزن. این قشنگ تره. جذاب تر. و مورد نیاز تر.
هوای تهران امروز به معنای واقعی کلمه بهاری بود. گوشه ی پیاده رو رو گرفتم و تا جایی که میشد راه رفتم. خیابون های خلوت تهران تو عید رو همیشه دوست داشتم. حالا که به بهانه ها غیر از عید ، جنگ هم بهش اضافه شده شهر و خلوت تر از همیشه کرده. به قول حاج خانم ما همچنان سنگر رو حفظ کردیم. که هیچ جا خونه آدم نمیشه. روتین پیاده روی های سهمگین رو از اول فروردین تا آخر اسفند ۰۵ تو برنامه م محکم و پُر رنگ نوشتم که پُشت گوش نندازم. که توجه به خودم و تنم از اوجب واجباته. این تقویم امسالمم خیلی دوست دارم. از انقلاب خریدم. قبل از جنگ. اوایل اسفند. انگار سازنده هاش مثل من عاشق این شهرن. گرافیکاشون و طراحی هاشونم خیلی خلاقانه و بامزه بود . ریحانه و محمد علی اسمشونه. احتمالا یا پارتنرن یا خواهر برادر. هر ماهش مربوط به مکان تو تهرانه فکر کنم. واسه اینکه اسپویل نشه باقی ماه هارو دقیق ندیدم. فروردین و زدن به نام پل طبیعت. آخرین باری که رفتم فکر کنم شهریور بود. اون روزم هوا خیلی درجه یک بود. شاید یه روزی از همین روزا دوباره بندازم و از پل طبیعت برم تو پارک طالقانی بچرخم و بگردم و نفس بکشم. امیدوارم این پل خوشگل شهر از هر گزندی دور بمونه این روزا. خیلی راه رفتم حاجی. بچه هام نیستن . مهدی و مهناز که رفتن مسافرت و رضام که مغازه رو بسته و رفته پیش مادرش تا سه شنبه.و باقی هم دَدَر دودور. فعلا همه ی شهر دست من و عده اندکی از اهالیست. بخوابیم که فعلا شهر در امن و امانه. شب بخیر.
یک ماه داره میشه که پی اس فایمو روشن نکردم. همه بازیایی که دارم به نت نیاز دارن و الان کوفتم نداریم. تازه رسیده بودم به جاهای حساس الن ویک. دث استرندینگ ۲ رو خریده بودم و منتظر افتتاحش بودم. رد دد ۲ و آرتور هم حیرون رو اسبش منتظرم موندن. حالا به جاش خودم انگار دارم تو محیط بازی ها زندگی می کنم.از زور بی حوصلگی گوشی به دست کوییز او کینگز و منچرز هی بازی می کنم و خسته شدم از بردن عوام الناس. تمرکز برای کتاب خوندنم ندارم هنوز.فیلما هم هنوز تو صفن. هیچی دیگه. چار زانو نشستیم منتظر. تا ببینیم چی میشه. کی کیو میزنه و نتیجه بازی چند چند میشه به نفع هیشکی.
دم سال تحویل رفتم دم پنجره. یه ور آفتاب بود. یه ور بارون . یه ور رنگین کمون. حاجی رنگین کمون دیدم ! واسه اولین بار تو تهران. اونم به همین نزدیکی. وضعیت خر تو الاغ جذابی بود . من بنده ی نشونه هام . این و یه نشونه ی جذاب میگیرم. صورت و با پشت دستم پاک می کنم و به عنوان آخرین عکس سال ۱۴۰۴ ، اینجا به عنوان اولین پست ۱۴۰۵ ثبت می کنمش. که سال بعد همین موقع ها ، اگه زنده بودم و اینجام باقی بود بیام بگم دیدی؟ دیدی اوضاع سال ۱۴۰۵ حسابی رنگین کمونی بود.آره، به امید خودش. شب اول بهارت بخیر.